| ورود به سايت

جزئیات

نسخه چاپي  

  چهارشنبه 14 بهمن 1388 - 01:12:24 ب.ظ

قاتل کودک 3 ساله به اعدام محکوم شد

زن 30 ساله اي که بر اثر خشم و حسادت کودک 3 ساله برادر شوهرش را در يکي از روستاهای راز و جرگلان به قتل رسانده بود، در دادگاه کيفري استان به اعدام محکوم شد

آغاز ماجرا :

در یازدهم شهریور ماه سال جاري در حالي که عقربه ها، ساعت 20 و 15 دقيقه را هدف گرفته بود مردي سراسيمه خود را به پاسگاه مرزي رساند و خبر مرگ هولناکي را در يکي از روستاهاي همجوار به اطلاع ماموران رساند.ماموران براي بررسي بيشتر در محل اعلام شده حاضر شدند و با جسد کودک 3 ساله اي در ته چاه فاضلاب روبه رو شدند.

جسد به کمک اهالي روستا از چاه بيرون کشيده شد. خانواده کودک در صورت جلسه اوليه ماموران اظهار داشتند: پسرشان براي تماشاي سريال تلويزيون به منزل عمويش رفته بود که در مسير خانه آنان در چاه سقوط کرده و اين امر باعث مرگ او شده بود.

اولياي دم شکايتي در اين رابطه از کسي نداشتند و تقاضاي دفن جسد فرزندشان را خواستار شدند.جسد کودک تحويل اولياي دم شد و پس از مراسمي جسد کودک 3ساله دفن شد. اما 5 روز از مرگ او نگذشته بود که يکي از اقوام کودک 3 ساله بر اثر خوردن سم به بيمارستان منتقل شد.

ماموران پاسگاه براي بررسي علت خودکشي زن جوان در درمانگاه تحقيقات خود را آغاز کردند، پس از بهبودي نسبي زن جوان، ماموران علت اين عمل وي را جويا شدند که زن عموي کودک پاسخ مي دهد: «عذاب وجدان....» و با دستانش پيشاني خود را مي فشارد و مي گويد: بگذاريد من هم ، هم چون کودک برادر شوهرم بميرم...

زن جوان خود را عامل مرگ کودک معرفي مي کند و مي گويد: من کودک 3 ساله برادر شوهرم را کشتم. آن چه او بيان مي کند، ماموران پاسگاه مکتوب مي کنند و موضوع جنايت شب يازدهم به قاضي ويژه قتل دادسراي راز و جرگلان اعلام و بازپرس در محل حاضر و تحقيقات جنايي آغاز شد.آن زن جوان که با تلاش پزشکان بيمارستان رو به بهبودي مي رفت، آن روز هولناک را براي قاضي تشريح کرد.

او گفت: من زن عموي همان کودک 3 ساله هستم از آن جا که همه از من بدشان مي آيد و احساس سرخوردگي مي کردم و برادر شوهرم نيز با من دعوا کرده بود اعصابم به هم ريخت. وقتي فرزند برادرشوهرم به خانه ما آمد ابتدا خيلي او را کتک زدم سپس با دستانم گلوي او را فشار دادم تا جايي که بدنش سرد شد و ديگر حرکتي نداشت سپس جسد را داخل کيسه گذاشتم و تا لبه گودال بردم و او را داخل آن انداختم.

وقتي که مادر وي به سراغ فرزندش آمد از وجود او اظهار بي خبري کردم و پس از جست وجوي فراوان جسد کودک را در قعر چاه يافتند. کسي خبر نداشت که اين جنايت را من انجام داده ام و از همان شب اول عذاب وجدان مرا سخت آزار مي داد.

با اظهارات قاتل بي رحم بازپرس دادسرا براي تکميل پرونده از شهود و کساني که جسد کودک را مشاهده و غسل و کفن کرده بودند تحقيق به عمل آورد که تمامي آنان کبودي اطراف گلوي جسد را گواهي دادند و گفتند ما تصور مي کرديم اين کبودي بر اثر برخورد بدن با چوب سر چاه ايجاد شده است و به همين علت به پليس اطلاع نداديم.

با توجه به گذشت زمان از تاريخ دفن جسد پزشکي قانوني اجازه نبش قبر را صادر نکرد.با اقرار صريح متهم قرار مجرميت  صادر و پرونده با کيفر خواست به دادگاه کيفري استان ارسال شد.

قبل از تشکيل نخستين جلسه دادگاه متهم مدعي بيماري اعصاب و روان شد که در اين زمينه به کميسيون پزشکي قانوني معرفي شد. کميسيون صرفا بيماري «رواني خلقي» را تاييد کرد ولي يافته هايي را که نشان دهد تحت تاثير جنون به جرم اقدام کرده باشد مردود اعلام و عامل جنايت را مسئول عمل خودش معرفي کرد.

دادگاه کيفري:

جلسه دادگاه با حضور قضات دادگاه کيفري استان به رياست موسي الرضا پيرگزي و 4 مستشار وي به همراه متهم تشکيل شد.پس از قرائت کيفرخواست، نماينده دادستان از دادگاه خواست تا متهم را به جرم قتل عمد پسربچه 3 ساله به اشد مجازات قانوني محکوم کند و بعد از قرائت کيفرخواست اولياي دم از دادگاه قصاص نفس قاتل فرزندشان را خواستار شدند.

متهم به قتل در جايگاه متهمان ايستاد و مجدد نحوه جنايت خود را براي قضات تشريح کرد و اتهام قتل را پذيرفت ولي مدعي شد علت اين عملش سرخوردگي و به هم ريختگي اعصابش بوده است.

دادگاه با ملاحظه به نظريه پزشکي قانوني و مشاوره تخصصي روان  پزشکان مبني بر اين که جنون متهم موجب جنايت نشده است، ادعاي جنون و رفع مسئوليت کيفري را مردود اعلام کرد و باتوجه به اظهارات صريح متهم در مراحل بازپرسي و دادگاه و گواهي شهود و نظريه پزشکي قانوني متهم را به اتهام قتل عمد کودک 3 ساله به اعدام محکوم کرد.

 

Copyright 2009 by دادگستری استان خراسان شمالی